نم نم بارون

یه وبلاگ در مورد من عشقم تجربیاتم

سلام
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٧ 

سلامم وبلاگ جونی سلام بچه ها دلم تنگ شده بود دسترسی به نتم کم شده شرمنده روی همتون

این روزا دارم زندگی و یه جور دیگه میبینم مثبت تر شدم با احساس تزر شدم

تو که راضی هستی

البته دعوامون باعث شد من خودمو عوض کنم

مدتی سختی های زیادی کشیدم اما همون سختیها خیلی چیزا یادم داد

ببخشید اگه کم بهتون سر میزنم

ویروسی سیستمم


کلمات کلیدی:
 
وابستگی
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٩ 

این مدت خیلی خیلی متوجه شدم بهت وابسته ام

وابستگی اصلا خوشایند نیست اصلا

بد بود این مدتتت اما گذشت

خواهرک میگه هیچی تو این دنیا همیشه ثابت باقی نمیونه اما من نمیتونم این حرف و بپذیرم یعنی باید خیلی بهش فکر کنم چون راست میگه و اینکه نمیشه از همه چیز ١٠٠%مطمئن بود و اینکه نمیشه زیادی ناز کرد شاید طرف پرید

اینا یعنی درس زندگیه واسم اما چطوریی بخوام یاد بگیرمشون خدا میدونه

اها اینم هست که ادم تو شرایط سخت نباید زود خودشو ببازه اما باز چطوری؟

من کی بشم اون چیزی که دلم میخواد هم باز خدا میدونه

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۳ 

بهت اس ام اس میدم جواب نمیدی زنگ میزنم خاموشی کم کم نگران میشم

 

نگران میشم اونقدر که چشمام دیگه توش اشکی نداره میترسم هیچکیم نیست

سراغت و ازش بگیرم تکرار خاطره های قدیم واسم زنده شده نکنه نمیخوای جواب بدی؟


کلمات کلیدی:
 
خالکوبی
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٢ 

شاید فراموشت شدم

شاید دلت تنگه برام

شاید ببیداری مثل من

به فکر اون خاطره ها

شاید تو هم شب که میشه

میری به سمت جاده ها

بگو تو هم خسته شدی

مثل من از فاصله ها

با هر قدم برداشتنت

فاصله بینمون نشست

لحظه ای که بستی در و

شنیدی قلبم شکست

یادت بیاد که من کیم

همون که میمیره برات

همونی که دل نداره

برگی بیوفته سر رات

نمیتونم دورت کنم

لحظه ای از تو رویاهام

تو مثل خالکوبی شدی

تو تک تک خاطره هام

از کی داری تو دور میشی

از من که میمیرم برات

از منی که دل ندارم

برگی بیوفته سر رات

بگو که من ازکی بگیرم

حتی یه بار سراغتو

دارم حسودی میکنم

به اینه ی اتاق تو

کاشی من اون اینه بودم

هر روزتو رومیدیدمت

کاشکی هنوز داشتن تو

هر روز تو رو میبوسیدمت

 این شعر و حمید عسکری و بامشاد خوندن خیلی قشنگه

 

همیشه ادم به خاطر مشکلات خودش غمگین نیست بععضی وقتا هم مشکلات اطرافیان میتونه

ناراحتت کنه یکی از دوستام در حال جدایی از همسرشه جداییشون هم فقط به

خاطره بی فکریه ادم هیچ کاری و نباید بدون فکر پیش ببره مخصوصا یه چیزی مثل

ازدواج ........

 

چقدر سخته ارایشکاه رفتن بعشی وقتا از بس یه کاری و عقب میندازم دیگه کم کم

 

سخت میشه انجام دادنش همچین موقع ها میشه گفت ...گشادییییییی 

البته این ارایشگر ما یه دختر جوون هست که ادم وقتی میبینتش شاد میشه

از بس که با معرفت و مهربونه .و ایناست

 

جدیدا خوابای معنی دار میبینم یکیش در مورد تو بود یکم نگرانم اما میدونم این خواب

 

یه معنی داره و اونم اینه که باید تو رفتارای خودم بگردم دنبالشون و تغییرشون بدم


کلمات کلیدی:
 
منطق
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٠ 

منطقی بودن هیلی خوبه اما اینقدررر سخته بخوای منطقی فکر کنی

یه مثال میزنم یه چیزی و میخوای یعنی بخش احساست میگه میخوایش

اما منطق میگه نه نمیشه سختههههههههههه

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٧ 

جدیدا دوس دارم زود زود بنویسم البته سعی میکنم حرفی داشته باشم اما

 

خودم بدم میاد وبلاگایی رو که میخونم مثلا بیست روزی یه بار اپ کنن

 

ادم کم کم یادش میره اون وبلاگا رو با این که خیلی دوستشون هم داره و البته میدونه کار دارن....

 

به نظر من اینجا نمیتونه شبیه دفتر خاطرات باشه چون همگانیه پس اگه قراره فقط واسه

 

دل خودمون بنویسیم بهتره تو دفتر خاطرات بنویسیم

 

 

امروز صبح که از خواب بیدار شدم یه حس بدی داشتم و همش داشتم واسه یکی نقشه میکشیدم

 

حالا از قبل هم کمی ازت دلگیر بودم با ابن که بعضی وقت ها ناراحتی هامون از طرف مقابلمون

 

یه جورایی غیره منطقیه میدونیم اونم ناراحته از وضع موجود اما بازم ناراحتیم

 

خولاصه میخواستیم یه حالی گرفته باشیم البته من هیچ وقت سر تو عقده ای بازی در

 

نمیارم ولی نمیدونم این حس خبیث چطوری و از کجا اومد البته این جور وقتا که یه حالی

 

میشم فهمیدم ماهیانه عزیز مهمون شدن هیچ وقتم نفهمیدم کی قراره بیاد

 

تا از قبل بدونم و واسه کسی نقشه نریزم اما هیچ وقت تا حالا بهم نشون نمیده درست

 

بازم میگم بده این حسسسسس

 

من هر وقت واسه خودم انار دون میکنم تا میرم مثلا اب بخورم بیام دیدم غیب شده

 

خیلیم ناراحت میشم وقتی یکی بخوره اخه مگه انار با اسونی دون میشه؟؟؟ها ها ها   پروووو

 

من یا نباید طولانی بنویسم یا میشه از هر دری سخنی


کلمات کلیدی:
 
زنان خانه دا ر2
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٦ 

کسی این سریال زنان خانه دار رو دیده/.؟

اخه یه سوال برام پیش اومده اونم این که عکسایی که از بازیگراش دیدم تو اینترنت خیلی فرق دارن با اون چیزی که من الان دارم میبینم .نکنه من از اولش ندیدم؟مسخوام ببینم همین جوری که من دیدم بقیه هم دیدن یا من خل شدم ایا؟؟نیشخندافسوس

 


کلمات کلیدی:
 
زنان خانه دار نا امید
ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٥ 

وای از بس این فیلم زنان خانه دار نا امید جالبه دیالوگاشون شبا خوابشون و میبینم مثلا یه جا لینت میره به زن همسایه که خیلی پیره سر بزنه بهش میگه زندگی یعنی وظایف مثلا ما دوست نداریم بریم عروسی اقوام شوهر اما باید بریم و خیلی چیزای دیگه منم موافقم بعضی چیزا رو باید انجام داد یک وظیفه ست و هیچ جوریم نمیشه از کنارش گذاشت

یا یه جا دیگه میگفت ما تو زندگیمون به یه همسفر نیاز داریم حالا مهم نیست ااون همسفر کی باشه و نمیشه تنها بود باز من با این موضوع موافقم

دیروز داشتم با خواهری درد و دل میکردم میگفتم چند وقته قطار زندگیم از ریل داره خارج میشه  یعنی من میخواستم حرف بزنم دیدم اون دلش پر تره و دیگه من سکوت کردممم

حالا باز خانم ها که با هم درد دل میکنن اما اقایون خیلی کم پیشش میاد با هم صحبت کنن.....

با توجه به پست قبل از شدت ناراحتی مریض شدم بدنی همیشه همین طوره بعد از ناراحتی روحی که برامون پیش میاد بدنن هم ضعیف میشیم

دلم میخواد این روزا برامون خیلی خاطره انگیز باشه سعی هم میکنم جلوی تو کم نیارم اما ........کم اوردم


کلمات کلیدی: